برای خویش
Genre: Rock4:47Free download available
About this track
پژمرده پی بهار خویشم افسرده ز بدبیار خویشم با هیچکسم میل سخن نیست همسفره و همقطار خویشم در آینه، موّاجم و مغشوش هر آینه بیقرار خویشم از پنجره بنگرم به حسرت آن لحظه که رهگذار خویشم هر در که زند کسی، بخیزم عمریست در انتظار خویشم آن بادهی نابم که نخوردم آنم که همی خمار خویشم کو زخم که بر تن ننشاندم؟ گلکار، به لالهزار خویشم با تیشه به ریشه گفته بودم من دشمن شاخسار خویشم صد تیر زدم به صید لاغر افسوس که خود شکار خویشم در کشتن خود، تعللم نیست در فاجعه، دستیار خویشم دریای تلاطمم که – هیهات مغروق، کنون، کنار خویشم بر کشتهٔ خود، برقصم از شور با قهقهه، سوگوار خویشم Sorrowing Old Man (At Eternity's Gate) by Vincent van Gogh
Tags
RockPersian_Rockشعر_فارسی